منتشر كرده‌. اين مطلب تنها يك صفحه است كه در اواخر سده‌ٴ چهاردهم يا اوايل سده‌ٴ پانزدهم در صومعه‌ٴ تثليث مقدس خالكيس نوشته شده (اينك‌، در كتاب‌خانه‌ٴ بادليان است‌) با عنوان درباره‌ٴ خون‌هاي سالم و خطرناك است‌، شامل يك‌رشته قواعد كوتاه درباره‌ٴ تشخيص‌هايي كه موقع خون‌ گرفتن با مشاهده‌ٴ خون مي‌توان داد.
برخي از شاهدان آخرين سده‌ٴ عمر بيزانس از زوال آگاه بودند، كه بدبختانه تنها در زمينه‌ٴ پزشكي نبود، بلكه بسياري عوامل اخلاقي و معنوي را در بر مي‌گرفت‌. يكي از آن ناظران به‌نام‌ يوسف برينيوس (برآمدنش 1381 ـ 1405)، توصيفي زنده و جاندار از آن فساد روحي و اخلاقي برجاي نهاده است‌. در رساله‌اي از او كه در 49 فصل است‌، تمام فصل 47 به‌علل‌ پريشاني‌ها اختصاص داده شده است‌. وي اظهار مي‌كند طبابت به‌دست يهوديان افتاده و هم‌وطنانش اسير دست اقسام خرافات شده‌اند، ((چهره‌ها همچون روي گناه‌كاري هرزه و محكوم‌ شده است‌.)) كسي نمي‌توانست حقيقت هراس‌انگيز فساد بيزانس را قوي‌تر از آن توصيف كند. عجبي نيست كه باوجود رويدادهاي معجزه‌آسايي همچون مرگ نابهنگام‌، اصطفن دوشان تزار صربستان در سال 1355، يا شكست بايزيد از تيمور لنگ در سال 1402 بيزانس سقوط كرد. بيزانس در سال 1453 سقوط كرد؛ چون در آن نيرو و فضيلت كافي براي نگه‌داري‌اش نبود. درخت پوسيده بر اثر توفان فرو افتاد. پوسيدگي علت اصلي افتادن آن است و توفان رويداد يا وسيله‌اي بيش نيست‌.
وقتي از بيزانس متوجه ساير بخش‌هاي مسيحيت شرقي مي‌شويم‌، فقر آثار پزشكي فزوني‌ مي‌گيرد. البته‌، سخن از فقر گفتن ممكن است گمراه كننده باشد، چون با فقدان كامل اسناد روبرو هستيم‌. ولي نگارنده ترديد دارد كه اين فقدان را به‌طور قطع بپذيرد؛ اين ممكن است از نقص‌ پژوهش در بايگاني‌هاي شرقي باشد و بي‌شك‌، تاحدي معلول بي‌اطلاعي او از زبان‌هاي‌ مسيحي (غير از عربي و يوناني‌) يعني اسلاوي‌، سرياني‌، قبطي‌، اتيوپيايي‌، ارمني و گرجي است‌. او همه‌ٴ تلاش خود را از هر راهي كه برايش ممكن بود انجام داده‌، ولي هرگز اطلاعات غيرمستقيم‌ جاي اطلاعات مستقيم را نمي‌گيرد، به‌ويژه در يك زمينه‌ٴ بكر. وي با ادبيات عربي به‌خوبي‌ آشناست‌، با اين حال به‌هيچ نوشته‌ٴ پزشكي مسيحيان در اين عصر برنخورده است‌. ممكن است‌ فهرست كشيش شيخو (1924) وجود برخي از آنها را آشكار كند، ولي لازم است به‌دقت در آن‌ جستجو شود و ملاحظه‌ٴ فهرست مطالب براي اين‌كار كافي نيست‌.
تنها مسيحي شرقي كه احتمالاً در اين بخش مي‌توان ذكر كرد هاكوپ ارمني‌، موٴلف فرهنگي‌ از مشهورترين رساله‌هاي مربوط به طاعون است‌. در دو نسخه‌ٴ مونيخ عنوان آن رساله‌ٴ ارمني‌ درباب طاعون براي شاه بوهميا ذكر شده‌است‌. اين رساله مربوط است به طاعون سال 1371، در بوهميا و احتمالاً در پراگ نوشته شده‌است‌. پس با فرض اين‌كه هاكوپ ارمني موٴلف واقعي آن